عنوان پیام
متن پیام
جابه‌جایی دو انقلاب؛ چرخش‌های امر دینی در جامعه ایرانی
عنوان : جابه‌جایی دو انقلاب؛ چرخش‌های امر دینی در جامعه ایرانی
نویسنده : مهدی نجف زاده
ناشر : انتشارات تیسا
شابک : ۳-۳۲-۷۶۸۳-۶۰۰-۹۷۸
تاریخ چاپ : تابستان ۱۳۹۵
نوبت چاپ : چاپ اول
تعداد صفحه : ۴۶۴
وزن : ۵۵۰ گرم
قیمت : ۲۹,۹۰۰ تومان
تخفیف : ۱۰ %
موضوع : کتاب پولیتیا
وضعیت : موجود
خرید کتاب از فروشگاه
تعداد بازدید : ۲,۲۰۵

جابه‌جایی دو انقلاب؛ چرخش‌های امر دینی در جامعه ایرانی

مهدی نجف زاده

کتاب جابه‌جایی دو انقلاب، چشم‌انداز جدیدی را از تغییرات سیاسی ـ اجتماعی طی سیصد سال گذشته ایران ارائه می‌دهد. از رهگذر بررسی نقش مذهب و با استناد به اسناد و مدارک، نویسنده ادعا می‌کند که شیعه به‌تدریج از سیمای مذهبی غیرسیاسی به حکومت فقیهان در جمهوری اسلامی رسیده است.
کتاب حاضر در اصل، در صدد پاسخ به این پرسش است که چرا در جامعة سنتی و عقب‌مانده ایرانیِ دوره قاجاریه، انقلابی مدرن؛ و در جامعة نوشده ایرانی دوره پهلوی، انقلابی مذهبی و سنتی رخ داده است؟ منطق تاریخ به ما می‌گوید با توجه به گستردگی نقش مذهب در دوره قاجار، ابتدا باید انقلابی اسلامی رخ می‌داد و سپس بر پیکره آنچه رضاشاه از جامعه ایرانی ساخت، قانون مشروطه استوار می‌شد؛ اما گویی جامعه ایرانی مسیری وارونه را طی کرده است. کدام عوامل و نشانه‌ها چنین وارونگی شگرفِ تاریخی را توجیه‌پذیر می‌سازد؟
کتاب حاضر، روایتی بکر از این جابه‌جایی تاریخی ارائه می‌کند و مدعی است جمهوری اسلامی، به همان شکل که اکنون هست، آمال تاریخیِ روشنفکران ایرانی (اعم از چپ و راست) طی یک‌صد سال گذشته بوده است.
----------------------------------------------------------------------------

کتاب «جابجای دو انقلاب: چرخش امر دینی در جامعه ایرانی» نوشته مهدی نجف زاده اخیراً درچهارصد صفحه و توسط انتشارات تیسا روانه بازار نشر گردیده است. آنطور که در مقدمه کتاب می خوانیم«این کتاب در پاسخ به یک سوال ساده نوشته شده است: چرا در جامعه سنتی و عقب مانده ایرانی دوره قاجاریه انقلابی مدرن و در جامعه نو شده ایرانی دوره پهلوی، انقلابی مذهبی رخ داد؛ مگر نه این است که با تغییر فرماسیون‌های اجتماعی از سمت جامعه دهقانی به شیوه تولید سرمایه‌داری نقش مذهب کمرنگ می‌شود؟» به گمان نویسنده جامعه ایرانی در طی فاصله دو انقلاب گویی مسیری بر عکس پیموده است. منطق تحلیل‌های اجتماعی به ما می‌گوید؛ ابتدا انقلاب اسلامی باید رقم می‌خود، سپس رضا شاه به ظهور می‌رسید و سرانجام انقلاب مشروطه با آمال‌هایش هویدا می‌شد؛ اما مردم ایران جهتی عکس پیمودند». کدام منطق این جابجایی تاریخی را توجیه‌پذیر می‌سازد؟
نویسنده با استفاده از رویکر جامعه شناختی مذهب و به ویژه با وام گیری دو مفهوم مناسک و شعائر و مجموعه باورداشت ها از دورکیم و وبر تلاش کرده است این جابجایی را توضیح دهد. با استفاده از رویکرد گفتمانی فرکلاف و توجه به سه سطح متن، بافتار و کنش گفتمانی، نویسنده تحولات سیاسی اجتماعی ایران در فاصله دو انقلاب را مورد مطالعه قرار داده است. به گفته وی مذهب شیعه در ابتدای شکل گیری خود مذهبی دورنی و رازورانه بود اما به تدریج با گسترش مناسک شیعی و غلبه بعد شعائری آن بر مجموعه باورداشت‌ها، در دوره صفویه، منجر به تغییر و تحول در بنیان‌های مذهب شیعه شد. در جریان این تحول به تدریج آموزه‌های شیعی به سمت سیاست و اجتماع کشیده شد و از عرفان و اندیشه‌های صوفیانه فاصله گرفت. در طی دوره صفویه، دستگاه دینی شیعه قوت گرفت و به تدریج قدرت علما همردیف با قدرت پادشاهان جلوه‌گر شد. پادشاهان روسای دولتی مستاصل و درمانده شدند و علما سروران اجتماعی شدند که اغلب امور اجتماعی را در اختیار گرفتند. در طی سال‌های فترت تا دوره قاجاریه این وضعیت به نفع علماء بهبود یافت؛ به نحوی که در آستانه شکل‌گیری دولت قاجاریه علمای شیعی داعیه سیاسی کاملا عریانی یافته بودند. با این وجود به واسطه فقدان بسط ید ناتوان از تاثیر گذاری بر انقلاب مشروطه شدند و آمال مشروطیت را به روشنفکران واگذار کردند. بنابراین انقلاب مشروطیت انقلاب کاملا مذهبی بود، اما قانون نوشته روی کاغذ آن، شکل و بیانی سکولار یافت. با این وجود بنیان‌های شبکه‌ای جامعه ایرانی آمال مشروطیت را پا در هوا نگاه داشت و تنها با ظهور رضا شاه بود که بخشی از این آمال از جمله نوسازی تحقق یافت. در جریان نوسازی ایران رضا شاه در برآوردی وارونه حکمرانان محلی را از بین برد، اما علمای شیعی همچنان در سجاف قدرت اجتماعی باقی ماندند. از سوی دیگر به واسطه آن که قبلا مشروطه بنیان سلطنت را از بین برده بود، رضا شاه به برداشتن قوام مذهبی سلطنت به طور کامل همت گمارد و به این ترتیب با دست خود مشروعیت سنتی سلطنت خود را از بین برد. احتمالا رضا شاه به چنین موضوعی واقف بود چون بلافاصله هدف خود را در برقراری جمهوری عیان کرد، اما علما سرسختی نشان دادند و اولین واژگونه‌گرایی تاریخی رخ داد. بنابراین سرنوشت تاریخ مخالفان اولیه جمهوری خواهی را واعظان سال‌های بعد آن قرار داد. در نبود پیوند‌های سلطنت و دیانت، با درهم شکستن بنیان‌های جامعه شبکه‌ای دروه صفویه و قاجاریه و با نوگرایی دربار، راه بر ظهور جامعه‌ای توده‌ای هموار شد. بنابراین به رغم آن که پهلوی‌ها تلاش می‌کردند جامعه ایرانی را با شتاب به سمت مدرنیته سوق دهند، اما انگبین صفرا افزود و در برابر جامعه‌ای که در برابر آمال مدرنیته و دستاوردهایش احساس گناه می‌کرد در هم شکست. بنابراین یک وارونه‌گی بزرگ تاریخی در جامعه ایران رقم خورد. به نحوی که انگار جامعه ایرانی مسیری بر عکس پیمود.
به ادعای نویسنده روشنفکران ایرانی اعم از مذهبی و غیر مذهبی در شکل دهی به جمهوری اسلامی به همین شکلی که هست نقش اساسی داشته اند. نویسنده معتقد است جمهوری اسلامی به عنوان محصول انقلاب اسلامی، آخرین مرحله از اجتماعی شدن مذهب شیعه در ایران است است. پارادوکس‌های غیر قابل حلی که صفویان قاجاریه و پهلوی‌ها به واسطه دوگانگی قدرت دینی و سیاسی با آن روبه‌رو بوده‌اند برای نظام سیاسی جدید مصداق ندارد. جمهوری اسلامی به معنای بسط ید علمایی است که آنان را به رغم پیشوایی جامعه، مجبور به همزیستی با «حکومت ظلمه» و «پادشاه ناعادل اسلامی» می‌کرد. اکنون ولایت فقیه رهبری جامعه اسلامی را بر عهده دارد، مناسک و شعائر دینی با آزادی کامل صورت می‌پذیرد و بسط ید علماء حاصل آمده است، با این وجود چقدر احتمال این وجود دارد که مذهب شیعه در ایران همچنان که جامعه‌شناسان مذهب درغرب پیش‌بینی می‌کردند به هر دلیل به سمت و سوی شخصی شدن پیش برود؟ آیا ممکن است مذهب شیعه بخواهد به دوره پیش از صفویه باز گردد؟ این پرسش، سوال مهم‌تری را فرا روی ذهن می‌آورد. آیا با تشکیل حکومت اسلامی، هرگونه تحول در ساخت سیاسی و اجتماعی در بطن پارادایم جمهوری اسلامی رخ خواهد داد یا بر عکس صورتبندی‌های دیگر نیز وجود دارد که قابلیت به ظهور رسیدن داشته باشد؟
نویسنده در این کتاب بیش از ان که به چرایی انقلاب ها در ایران توجه داشته باشد به منازعات گفتمانی بر سر مفاهیم و آمال های این انقلاب ها نظر دارد. انتخاب جابجایی انقلاب به عنوان تیتر اصلی این ایده را مطرح می کند که جامعه ایران می توانست مسیری بر عکس بپیماید، اما استراتژی های کارگزاران سیاسی این جابجایی را توجیه پذیر می سازد. کتاب مدعی است تاکید ویژه بر نقش مذهب به معنای بی توجهی به نقش دیگر گروه های اجتماعی در انقلاب ایران نیست، بلکه سخن آن است که در تحلیل نهایی همه مبارزات به هر شکل و در هر زمان در طول دوره پهلوی در راستای خلق یوتوپیای اسلامی بوده است، چه بخواهند روشنفکران این واقعیت را بپذیرند یا نپذیرند. با این وجود نویسنده معتقد است اگر چتر هویتی جنگ سرد نبود و یا حتی اگر شاه ده سال می توانست مبارزات انقلابی را به تاخیر بیاندازد، شاید فرصت اسلامی شدن تحولات سیاسی در ایران برای مدت زمان طولانی از کف می رفت.


برچسب ها :